ملینا فرشته بهشتی

ملینا فرشته عشق که با پر کشیدنش ما رو با یه دنیا حسرت و درد تنها گذاشت

واقعا این پسر بچه افغانی بسیار زیبا می خونه من واقعا خیلی خوشم اومد برای همین برایه دوستان هم میذارم تا لذت ببرند

 

آواز خواندن یک پسر بچه افغانی پر از احساس و شور و شوق

تاريخ جمعه 12 مهر 1392ساعت 3:06 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |

همون طور که براتون نوشتم ما یکشنبه 20 مرداد به سمت اصفهان حرکت کردیم و حدودایه ساعت 2/5 به اصفهان رسیدیم جاده خیلی خسته کننده ای داشت و بیشتر باعث خستگی میشد اما در عوض اصفهان بسیار زیبا و سر سبز بود و هتل عباسی هم بسیار زیبا و جالب بود و نصف اصفهان تو این هتله حتما یه سری بهش بزنید اون روزو داخل هتل موندیم و فقط شب اطراف هتل یه خورده پیاده روی کردیم هوا خیلی خوب بود و نسیم ملایمی می وزید فردا صبح همسری به دنبال کاراش رفت و من در باغ هتل بودم و عصر با همسری به مکانهای دیدنی رفتیم اما متاسفانه زاینده رود خالی از آب بود و بسیار باعث تاسف ناراحت.

یه بعد از ظهرم رفیم پارک صفه که خیلی قشنگ بود و آب و هوای خیلی خوبی هم داشت و تمام اصفهان زیر پامون بود و جای خیلی سر سبزی بود اون شب شامو همونجا خوردیم و آخر شب برگشتیم هتل . من از بین تمام مکانهای دیدنی اصفهان از میدان نقش جهان و چهل ستون و باغ پرندگان و پارک

 صفه خیلی خوشم اومد صد البته همه مکانها زیبا بودچشمک،در کل نه من و نه همسری اهل مرکز خرید نیستیم و کمتر در سفر هامون به مراکز خرید

 میریم بیشتر ترجیح میدیم به مکانهای دیدنی بریم اما تو اصفهان از بس هنر های دستی زیبا بود ما یه ظرف قلم کاری بسیار زیبا خریدیم که همسری خیلی خوشش اومد البته نا گفته نماند که گزهایه خوشمزه ایم گرفتیم که عمرشون بیشتر از 3 روز نبود و همه 3 روزه تموم شدند امان از دست همسری شکمو خندهزبان   و در آخر 5 شنبه بعد از خوردن ناهار ساعت 4 به سمت تهران حرکت کردیم سفر خوب و شیرینی بود و جایه همه دوستان خالی بود قلب

تاريخ جمعه 8 شهريور 1392ساعت 10:03 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |

ما یکشنبه 20 مرداد با ماشین خودمون به سمت اصفهان حرکت کردیم ساعت 10 از تهران خارج شدیم و ساعت 2/5 وارد هتل عباسی اصفهان شدیم هتل بسیار شیک و سنتیه شاید بهتر بگم خیلی جالب و سنتی البته ناگفته نماند دلیل آپ نشدن وب نبودن ما در تهران بود که اگه خدا بخواد ما جمعه تهرانیم میام با جزئیات همه چیزو شرح میدم البته تو این چند روز حتما به وب همه دوستان هم سر میزنم

تاريخ جمعه 8 شهريور 1392ساعت 9:46 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |

راستشو بخواین علت دیر نوشتن سفرنامه داشتن مهمان بود بعد از اینکه از اصفهان برگشتیم مامانم اینا اومدن خونمون و 2 سه روزی هم رفتیم خونه خالم و بعد از اونم مادر شوهرم و پدر شوهرم اومدن خونمون در کل بگم تو این دو هفته فقط مهمان داشتم تا 5 شنبه همین هفته که مامانم اینا رفتن البته دیشب دختر خالم اینا اومدن خونمون تا بخوان برن شد ساعت 3 نیمه شب ،نیست ما تابستون اصلا خونه نیستیم همین که پا مون به خونه میرسه مهمانها از فرصت استفاده میکنند و به سمت خونه ما روانه میشوندزبان

 

تاريخ جمعه 8 شهريور 1392ساعت 9:09 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |

الوعده وفا اینم پست جدید، ضمنا از دوست گلم ،مامان یاسین عزیز هم بابت دعوت از ما برایه

شرکت در مسابقه تشکر میکنم

 

بزرگترین ترس زندگیت؟
تنهایی
 
اگر ٢٤ساعت نامرئی میشدی چکار میکردی؟
دوست داشتم برم سر کلاس همسری تا ببینم چطوری تدریس میکنه
 
اگر غول چراغ جادو توانایی براورده کردن یک ارزو بین ٥ الی١٢ حرف رو داشته باشه.ان ارزو چیست؟
 
آرزو میکردم زمان به عقب بر میگشت و من میرفتم به روزهای بودن دخترم  تا عاشقانه  بغلش میکردم و می بوییدمش.
 
از میان اسب.سگ.پلنگ.گربه.عقاب کدام را دوست داری؟
 
پلنگ رو دوست دارم بخاطر قدرتش و اسب رو بخاطر آرامش , غرورش
 
کارتون مورد علاقه کودکیت؟
 بل و سپاستین
 هاکل برفین
 
در پختن چه غذایی تبحر نداری؟
 
فسنجون
 
اولین واکنشت موقع عصبانیت؟
 
سکوت و گهگاه قهر و گریه
 
با/مرغ/دریا/اورانیوم/خسته/جمله بساز؟
 
با مرغ خسته که تازه از اورانیوم برگشته در کنار دریا یه فسنجون خوشمزه درست کردم
 
دوبیت شعری که خیلی دوستش داری؟

از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ايدل اندر بند زلفش از پريشاني منال

 مرغ زيرك چون به دام افتد تحمل بايدش

 

 

 اگر بخواهی با تونل زمان فقط به یک روز در زندگیت در گذشته و اینده سفر کنی.آن روز کدام است؟
 
روزهای تولد دخترم ملینا
 
چه رنگی هستی ؟چرا؟
 
قرمز چون سرشار از انرژیه
 
 
اگه قرار باشه یک روزاز ایران بری کدام کشور رابرای زندگی انتخاب میکنی؟
 
کشوری با آب و هوایه خوب و شلوغ
 
بهترین اس ام اس موجود در این باکس گوشیت؟
 
اس همسری :عهد کردم که بدهکار نباشم به کسی ,وای از دست محبت که بدهکار توام ....خانوم گلم
این اسو زمانی همسری برام فرستاد که یه سفر کاری بدون من رفته بود خارج از ایران وقتی اینو اسو دیدم خیلی ذوق کردم   
 
اگه قرار باشه سه نفر از آشناهات رو امشب دعوت کنی.انها چه کسانی هستند؟
مامان و بابام و خواهرام
ما
اگه قرار بود یک کلمه از لغت نامه زندگیت حذف کنی.اون
کلمه چی بود؟
جدایی و درد
 
 
اسم دیگری برای وبلاگت؟
عاشقانه هایه من
 
 
خودت رو شبیه چه میوه ای میدونی؟
هلو 
 
سه خصوصیت اخلاقی بدت؟
 
زود رنج و خود خور و کمی هم البته بیش از حد گذشت
 
کاشکی؟
 
ای کاش ملینا سالم در کنارم بود و من از بودنش در کنارم هیچ وقت سیر نمی شدم
 
 
تاريخ دوشنبه 17 تير 1392ساعت 7:57 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |

ما یه دو هفته ای هست در سفر به سر می بریم و فردا اگه خدا بخواد بر میگردیم تهران البته با مامانم اینا یکشنبه هم یه عروسی داریم و سه شنبه هم میریم سنندج فکر کنم هفته بعد با پست جدید سنندج آپ باشیم البته با دو پست جدیدابله از دوستایه گلم که همیشه به فکرمون هستن و با کامنتایه زیباشون ما رو خوشحال می کنند ممنونم اینم یه بوس خوشکل برایه دوستایه صمیمیمونماچماچ

تاريخ جمعه 14 تير 1392ساعت 11:11 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



تاريخ سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 5:13 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلبــ
تاريخ سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 3:28 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید



تاريخ سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 3:27 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |



لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید




ادامه مطلبــ
تاريخ سه شنبه 21 خرداد 1392ساعت 3:26 بعد از ظهر نويسنده ترنم| |